سلام کدهای تخفیف هستند از انتشارات فار برای خرید اینترنتی کتاب های زبان خوبی دارند اگه کسی خواست استفاده کند

کد تخفیفمیزان تخفیفتاریخ انقضا
b5562@mgmn ۲۰ ۱۳۹۵/۵/۱۴
b5562@hv8j ۲۰ ۱۳۹۵/۵/۱۴
b5562@usrn ۲۰ ۱۳۹۵/۵/۱۴
b5562@9c55 ۲۰ ۱۳۹۵/۵/۱۴


تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۴ | 18:3 | نویسنده : صادقپور |
تاريخ : یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴ | 12:13 | نویسنده : صادقپور |



تاريخ : یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴ | 12:8 | نویسنده : صادقپور |
Destiny During a momentous battle, a Japanese general decided to attack even though his army was greatly outnumbered. He was confident they would win, but his men were filled with doubt. On the way to the battle, they stopped at a religious shrine. After praying with the men, the general took out a coin and said, "I shall now toss this coin. If it is heads, we shall win. If it is tails we shall lose." "Destiny will now reveal itself." He threw the coin into the air and all watched intently as it landed. It was heads. The soldiers were so overjoyed and filled with confidence that they vigorously attacked the enemy and were victorious. After the battle. a lieutenant remarked to the general, "No one can change destiny." "Quite right," the general replied as he showed the lieutenant the coin, which had heads on both sides. سرنوشت در طول نبردی مهم و سرنوشت ساز ژنرالی ژاپنی تصمیم گرفت با وجود سربازان بسیار زیادش حمله کند. مطمئن بود که پیروز می شوند اما سربازانش تردید داشتندو دودل بودند. در مسیر میدان نبرد در معبدی مقدس توقف کردند. بعد از فریضه دعا که همراه سربازانش انجام شد ژنرال سکه ای در آورد و گفت:" سکه را به هوا پرتاب خواهم کرد اگر رو آمد، می بریم اما اگر شیر بیاید شکست خواهیم خورد". "سرنوشت خود مشخص خواهد کرد". سکه را به هوا پرتاب کرد و همگی مشتاقانه تماشا کردند تا وقتی که بر روی زمین افتاد. رو بود. سربازان از فرط شادی از خود بی خود شدند و کاملا اطمینان پیدا کردند و با قدرت به دشمن حمله کردند و پیروز شدند. بعد از جنگ ستوانی به ژنرال گفت: "سرنوشت را نتوان تغییر داد(انتخاب کرد با یک سکه)" ژنرال در حالی که سکه ای که دو طرف آن رو بود را به ستوان نشان می داد جواب داد:" کاملا حق با شماست".

تاريخ : جمعه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۳ | 22:9 | نویسنده : صادقپور |
تاريخ : جمعه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 15:8 | نویسنده : صادقپور |

تبریک نوروز 93



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۲ | 23:30 | نویسنده : صادقپور |

The Snow Man

One must have a mind of winter
To regard the frost and the boughs
Of the pine-trees crusted with snow;

And have been cold a long time
To behold the junipers shagged with ice,
The spruces rough in the distant glitter

Of the January sun; and not to think
Of any misery in the sound of the wind,
In the sound of a few leaves,

Which is the sound of the land
Full of the same wind
That is blowing in the same bare place
For the listener, who listens in the snow,
And, nothing himself, beholds
Nothing that is not there and the nothing that is.



تاريخ : سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ | 20:52 | نویسنده : صادقپور |
  • کار
  • گوف
  • قالب بلاگفا